سباستین

بالای 16 سال

  • تعداد صفحات : ۱۴۹صفحه
  • نویسنده : منصور ضابطیان
  • انتشارات : مثلث
  • تصویرگر : حبیب ایلون
  • سال نشر : ۱۳۹۵
  • شابک : ۹۷۸۶۰۰۸۴۸۲۰۲۴
سفرنامه

برنامه مطالعاتی

چکیده کتاب از زبان محبوبه اسماعیل زاده:

کتاب «سباستین» نوشتهٔ منصور ضابطیان، سفرنامه‌ای دربارهٔ سفر ۲۰روزهٔ او به کوبا در سال ۱۳۹۵ است. نویسنده در این سفر تلاش می‌کند پیش از تغییرات سیاسی و گسترش فرهنگ آمریکایی، تصویری واقعی از کوبای انقلابی و زندگی مردم آن ثبت کند.

ضابطیان با اقامت در خانه‌های محلی و هاستل‌ها، به جای تمرکز صرف بر جاذبه‌های گردشگری، با مردم عادی و فرهنگ بومی کوبا همراه می‌شود و از زندگی روزمره، مشکلات اجتماعی و فضای حاکم بر جامعه می‌نویسد. عکس‌های شخصی و مستند او نیز به واقعی‌تر شدن فضای کتاب کمک کرده‌اند.

«سباستین» با نثری روان، صمیمی و گاه طنزآمیز، تصویری زنده از کوبا و مردمش در دوره‌ای از تغییر و تحول ارائه می‌دهد.

توضیحات محبوبه اسماعیل زاده درباره کتاب:

از متن پشت جلد کتاب:
وقتی پرچم آمریکا بالا می‌رفت و در وزش نسیم کناره‌ی اقیانوس اطلس، ستاره‌هایش را به رخ دشمن قدیمی میکشید با خودم فکر میکردم آینده‌ی کوبا چگونه خواهد بود؟ قضاوتی نمی‌کنم که بهتر است یا بدتر، این را خود کوبایی‌ها باید بگویند و تاریخ، اما هر چه هست دیگر شبیه کوبای امروز نخواهد بود. کوبایی که هنوز روح فیدل با همه‌ی کهنسالی‌اش در آن حضور دارد، کوبایی که هنوز «چه» قهرمان رویاهایش است، کوبایی که یکی از آخرین مظاهر دیگرگون بودن است... من دوست دارم این کوبا را ببینم نه کوبایی که مثل جاهای دیگر دنیا پر از مک‌دونالد و کی‌اف‌سی است. من دوست دارم بر دیوارهای شهرهایش عکس چه‌گوارا را ببینم نه جاستین بیبر را... چند روز بعد خطر جدی‌تر شد. باراک اوباما هم قرار شد برای ملاقات با رائول کاسترو به هاوانا برود. شک ندارم که روند تغییرات و آمریکاییزه شدن سرعتی بیش از پیش خواهد گرفت. باید می‌جنبیدم اگر امسال هم به کوبا نمی‌رفتم معلوم نبود تا سال دیگر چه میزان تغییرات در آنجا صورت بگیرد و چقدر کوبا می‌تواند از دام کاپیتالیسم برهد و همچنان شبیه جاهای دیگر نباشد. باید می‌جنبیدم و می‌رفتم باید آخرین یادگاری های استقلال را می‌دیدم و ثبت می‌کردم.

نظر محبوبه اسماعیل زاده :

من خیلی این کتاب رو دوست داشتم. هر صفحه اش برام شرح یک شگفتی بود. برام جالب بود که نویسنده هم جایی گفته بود که این کتابش رو بیشتر از بقیه کتاب هایی که نوشته دوست داره.

ثبت نظر شما


کوچه ها عجیبند... خانه ها عجیبند ... و آدمها عجیب‌تر. فقر چنان خودنمایی می‌کند که نمونه‌اش را در کمتر جای دیگری می‌شود پیدا کرد. با این حال به نظر نمی‌رسد که فقر دلیلی برای فراموشی زندگی باشد. در اوج فقر و نداری، زندگی چنان در جریان است که گویی آدم دارد در خیابان مرفهی در هامبورگ قدم می‌زند. مفهوم خانه در اینجا از لحاظ فیزیکی با آنچه در جاهای دیگر دنیا دیده‌ام تفاوت می‌کند. خانه‌ها بیشتر شبیه مغازه‌هایی هستند که به جای آنکه در آنها جنسی به فروش برسد، زندگی عرضه می‌شود. خانه‌ها در حاشیه‌ی کوچه‌ها گسترده شده‌اند. خانه‌هایی که از همان در ورودی شروع می‌شوند. چیزی به اسم راهرو حیاط یا هر چیز دیگری که بیرونی را از اندرونی جدا کند وجود ندارد. همه چیز در اندرونی خلاصه می‌شود و اندرونی در یک دست و دلبازی معمارانه از همان حاشیه خیابان شروع می شود. شروعی که از سبک خاصی هم پیروی نمی‌کند. از همین روست که بعضی خانه‌ها از آشپزخانه شروع می‌شوند، بعضی خانه‌ها از اتاق نشیمن و حتی گاهی از اتاق خواب.

محبوبه اسماعیل زاده این بریده کتاب را درج کرده.

صفحه : 47

محبوبه اسماعیل زاده این بریده کتاب را درج کرده.

محبوبه اسماعیل زاده این بریده کتاب را درج کرده.

محبوبه اسماعیل زاده این بریده کتاب را درج کرده.