سه روز به آخر دریا
بالای 16 سال
- تعداد صفحات : ۱۵۰صفحه
- نویسنده : شاهزاده خانم قجری ، نازیلا ناظمی
- انتشارات : اطراف
- گردآورنده : نازیلا ناظمی
- شابک : ۹۷۸۶۲۲۶۱۹۴۱۱۲
برنامه مطالعاتی
چکیده کتاب از زبان محبوبه اسماعیل زاده:
«سه روز به آخر دریا» جلد دوم مجموعهی سفرنامههای قدیمی زنان است، شاهزاده خانم قاجاری از یکسو نوهی فتحعلی شاه است و از سوی دیگر نوهی نادرشاه افشار. زن نازپرودهای که کمالاتش زبانزد است و به لطف ناصرالدین شاه سر از حرمسرای حکمران طبس در میآورد و سفرش به عربستان و عراق را از همان جا آغاز میکند. جذابیت سفرنامه های زنان در این است که در کنار اتفاقات سفر ریزهکاریها و روزمرگی ها را هم ثبت کردهاند و این روایت جزئیات است که به ما امکان میدهد تصویر روشنتری از آن دوره داشته باشیم. در این سفرنامهها متن به زبان شفاهی نزدیکتر میشود و صراحت و جسارت زنان راوی که برخلاف دیگر سفرنامه نویسان ترسی از مناسبات مرسوم دولتمردان وقت نداشتند، وجوه نادیدهی آن دورهی تاریخی را به ما نشان می دهد.توضیحات محبوبه اسماعیل زاده درباره کتاب:
متن پشت کتاب:«سه روز به آخر دریا» جلد دوم مجموعهی سفرنامههای قدیمی زنان است، شاهزاده خانم قاجاری از یکسو نوهی فتحعلی شاه است و از سوی دیگر نوهی نادرشاه افشار. زن نازپرودهای که کمالاتش زبانزد است و به لطف ناصرالدین شاه سر از حرمسرای حکمران طبس در میآورد و سفرش به عربستان و عراق را از همان جا آغاز میکند. جذابیت سفرنامه های زنان در این است که در کنار اتفاقات سفر ریزهکاریها و روزمرگی ها را هم ثبت کردهاند و این روایت جزئیات است که به ما امکان میدهد تصویر روشنتری از آن دوره داشته باشیم. در این سفرنامهها متن به زبان شفاهی نزدیکتر میشود و صراحت و جسارت زنان راوی که برخلاف دیگر سفرنامه نویسان ترسی از مناسبات مرسوم دولتمردان وقت نداشتند، وجوه نادیدهی آن دورهی تاریخی را به ما نشان می دهد.
قریب یک سال تجاوز بود که به وسواس شیطانی و جان نفسانی مبتلا شده، شب و روز حالتی از برایم به هم رسیده بودی میترسیدم دیوانه شوم. در این باب این فقره که دین پدر و مادری که اعتبار ندارد، از گیر ترسا، یهودی، سنی، شیعه، بتپرست، دین خودشان را بر باقی ادیان ترجیح میدهند و اگر غیر از این بدانند البته ترک مذاهب خودشان را میکنند. مبادا خدا نخواسته دین شیعه هم همین جور باشد. شخص نباید کورانه به دنیا بیاید و از دنیا برود. این حالت با من بود تا حکایت مرض طولانی مرحوم اخوی واقع شد. از داغ آن نوجوان نامراد خیال قوه گرفت. شب و روز این فقره صبر و قرار مرا برده بود. چون هزاران با هزار زبان طلب حق میکردم و از خدا با تزرع و زاری مسئلت مینمودم که خدایا حق بر من آشکار کن.
محبوبه اسماعیل زاده این بریده کتاب را درج کرده.
صفحه : ۱۰۴
ثبت نظر شما