موآ

بالای 16 سال

  • تعداد صفحات : ۱۷۶صفحه
  • نویسنده : منصور ضابطیان
  • انتشارات : مثلث
  • تصویرگر : حبیب ایلون
  • سال نشر : ۱۳۹۷
  • شابک : ۹۷۸۶۰۰۸۴۸۲۱۲۳
سفرنامه

برنامه مطالعاتی

چکیده کتاب از زبان محبوبه اسماعیل زاده:

سفرنامه خوشخوان به شهرهای هانوی، خلیج لونگ، خلیج ساپا، هوشی‌مین‌سیتی (سایگون) و چند جای دیگر در ویتنام همراه با عکس‌های جذاب است.
اطلاعات تاریخی و جغرافیایی تا حدی لابلای روایت‌ها گنجانده شده اما کتاب ادعایی بر ارائه این نوع اطلاعات ندارد فقط برداشت‌های شخصی نویسنده از سفر به ویتنام است.

توضیحات محبوبه اسماعیل زاده درباره کتاب:

متن پشت کتاب:
هانوی پایتخت ویتنام، ۵۵۰۰ کیلومتر از تهران فاصله دارد. جایی آن سوی جهان دورتر از تایلند و به دوری چین شاید فقط فیلیپین را بتوان شرقی تر از آن دانست. نام ویتنام برای نسل پیشین ما همراه جنگی ست که از آن شنیده ایم اما کمتر می‌دانیم چه آغاز و انجامی داشته است. برای نسل ما که خود در جنگ بزرگ شد نام ویتنام یادآور برنج‌های کوپنی‌ای بود که در شیوه‌ی پخت ایرانی به بدترین شکل ممکن تبدیل می‌شد. شاید بچه‌های امروز اسم ویتنام را بیشتر روی مارک برندهای کفش و لباس دیده باشند. به همین دلیل بعید می‌دانم کسی از ما جلوه‌ای از هنر و فرهنگ ویتنام را به خاطر داشته باشد یا چیزی غیر از اینها بداند اینکه ویتنام را برای سفر انتخاب کردم شاید به خاطر همین رازآلودگی بود. چیزی درباره اش نمی‌دانستم و به نظرم سرزمین بکر و جذابی می‌آمد. پس یک روز نشستم پای اینترنت و شرایط گرفتن ویزا کامنت های آدم‌هایی که به ویتنام رفته بودند شرایط پروازها و غیره را بررسی کردم مشتاق‌تر شدم به نظرم باید ویتنام را می‌دیدم و خوانندگان کتاب‌هایم را با آنجا آشنا میکردم. پس رفتم...

نظر محبوبه اسماعیل زاده :

منی که همیشه دوست داشتم به ویتنام سفر کنم، خوندن این سفرنامه برام خیلی لذت‌بخش بود.
متن کتاب روان بود و عکس‌ها زیبا بودن و حال و هوای شهر رو به تصویر میکشیدن.

ثبت نظر شما


چند دقیقه بعد ترک موتو روح الله نشسته‌ام ، کمی با دلهره. نه از موتورسواری، از موتور‌سواری در هانوی. اینجا هیچ قانونی برای هیچ موتورسواری معنا ندارد. همه توی هم می‌لولند و از هر طرف که دلشان می‌خواهند می روند. تعجب می‌کنم که چرا به هم نمی‌خورند و چرا حتی یک تصادف نمی‌بینم. اگر در تهران چنین شرایطی بود، روزی چند صد کشته برجای می‌ماند. اینها درست شبیه یاکریم‌هایی اند که وسط خیابان قدم می‌زنند. با هر سرعتی که با ماشین به آنها نزدیک شوید، از جایشان جم نمی‌خورند و درست در لحظه ای که خیال می‌کنید حتماً تا یک صدم ثانیه‌ی دیگر زیرشان گرفته‌اید با سرعت هرچه تمام از زیر چرخ‌های ماشین فرار می کنند. اینجا موتور‌سوارها گاهی هم که جلوی هم می‌پیچند یا برخورد کوچکی دارند، فقط غش‌غش به همدیگر می‌خندند و دستی به نشانه‌ی دوستی تکان می‌دهند. داشتن یک دوست در کشوری کاملاً ناشناخته مثل ویتنام خیلی مغتنم است و داشتن دوستی که همزبان باشد مغتنم‌تر. تازه اگر این دوست موتور هم داشته باشد که دیگر مثل معجزه است و روح الله هر سه ی اینها را دارد. او یکی از پنج میلیون نفری ست که در هانوی موتورسیکلت دارند. درست خوانده اید... پنج میلیون و جالب تر اینکه بدانید جمعیت هانوی ۷/۵ میلیون نفر است.

محبوبه اسماعیل زاده این بریده کتاب را درج کرده.

صفحه : ۳۶-۳۷